السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )

82

سيره معصومان ( فارسي )

فان عشت لم اندم و ان مت لم الم * كفى بك ذلا ان تعيش فتر غما به من مىگوييد ، مرو ، اما خواهم رفت . مىگوييد كشته مىشوم . مگر مردن براى يك جوانمرد ننگ است ؟ مردن آن وقت ننگ است كه هدف انسان پست باشد و بخواهد براى آقايى و رياست كشته بشود كه مىگويند به هدفش نرسيد . اما براى آن كسى كه به منظور اعلاى كلمهء حق و در راه حق كشته مىشود كه ننگ نيست . زيرا در راهى قدم برمىدارد كه صالحين و بندگان شايستهء خدا قدم برداشته‌اند . پس چون در راهى قدم برمىدارد كه با يك آدم هلاك‌شدهء بدبخت و گناهكار مانند يزيد مخالفت مىكند بگذار كشته بشود . من جان خود را فدا مىكنم و هرگز بقاى آن را خواستار نيستم ، و به زودى در ميدان جنگ شركت خواهم كرد . شما مىگوييد كشته مىشوم يكى از اين دو حال بيشتر نيست ، يا زنده مىمانم يا كشته مىشوم . چنانچه زنده ماندم پشيمان نيستم و كسى نمىگويد ، تو چرا زنده ماندى . و اگر در اين راه كشته بشوم ، احدى در دنيا مرا ملامت نخواهد كرد ؛ اگر بداند كه در چه راهى رفته‌ام . در حالى كه براى بدبختى و ذلت تو كافى است كه زندگى بكنى اما دماغت را به خاك بمالند . حسين بن على ( ع ) فرمود : با صراحت مىگويم . وحشت و ترس از مرگ براى من هرگز معنى و مفهومى ندارد و به خاطر پايدار ماندن مبانى شرف و فضيلت و پيروز گرداندن حق و عدل چيزى را آسان‌تر از مرگ نمىيابم . مرگ در راه عزت و شرف را حيات جاويد مىبينم و زندگى با ذلّت و خوارى چيزى جز مرگ نخواهد بود . و باز ادامه داده مىگويد : آن كس كه مرا از كشته شدن بيم مىدهد چه خطا و اشتباه بزرگى مرتكب شده و چه گمان نابجايى دارد . شرافت و عزّت و همّت من بالاتر از آن است كه با ترس و وحشت از مرگ تن به ذلّت و خوارى دهم ، و خود را از ميدان مبارزه با ظلم و ستم دور سازم . و باز بدانها خاطر نشان مىسازد كه بالاترين اقدامى كه مىتوانيد انجام دهيد كشتن من است ، و من مىگويم ، مرگ در راه خدا چه گوارا و شيرين است ؛ اما نابودى مجد و بزرگوارى و عزّت من ، براى شما هرگز امكان‌پذير نخواهد بود . پس بدين ترتيب مرا از كشته شدن چه باك ؟ او كسى است كه مىفرمايد : « موت في عزّ خير من حياة فى ذل » مردن با عزّت و شرافت از زندگى با ذلّت به مراتب بهتر است . از شعارهاى روز عاشوراى امام حسين ( ع ) در واقعهء كربلا يكى اين است : الموت خير من ركوب العار * و العار اولى من دخول النار و اللّه من هذا و ذا جارى مرگ بهتر از ننگ و ننگ نيز به مراتب بهتر از آتش است ، خداوند بر هر يك از اين دو ناظر خواهد بود . و آنگاه كه در كربلا وى را از هر طرف به محاصره درآورده و به او پيشنهاد مىكنند كه تسليم حكومت شود و بيعت با يزيد را گردن نهد . وى با تندى مىگويد : به خدا قسم كه من هرگز بيعت با يزيد را نمىپذيرم . من هرگز نه دست ذلت به شما مىدهم و نه مانند بردگان فرار مىكنم . آرى اين حسين بن على است كه مرگ را بر زندگى با ذلّت ترجيح مىدهد ، و براى رهايى از ننگ كشته